بر روی زمین ، از خاکی که بوسیله آب به گل تبدیل شده و توسط
نورخورشید خشک گشته ، به اذن خدا تک سلولی ایجاد گردید و سپس بر اساس فرآیند تقسیم
سلولی این موجود تک سلولی فرآیند رشد خود را سپری کرده تا پس از تبدیلات مختلف بر
اساس تکامل انواع بالاخره موجوداتی بوجود آمدند که پتانسیل پذیرش روح الهی را
داشته اند . سپس خداوند از روح خود در آن دمید و قدرت تفکر و انتخاب را به او داد
و آن شخص را آدم نامید و بر اساس توانایی هایی که به او عطا کرده بود ، اسرار عالم
را به آموزش داد تا شایسته ی سجده ی فرشتگان گردد .
بر اساس آیات ( 2 انعام – 26 الی 29 حجر -32 نجم – 7 الی 9
سجده – 5 حج ) ، یک فاصله زمانی در این آیات مشاهده می گردد که نشان می دهد خلقت
آدم در طی چند مرحله صورت گرفته است . که می توان این فاصله زمانی را از دو دیدگاه
بررسی کرد .دیدگاه اول اینست که این فاصله زمانی در مدت کوتاهی انجام گرفته است .
دیدگاه دیگر اینست که که این فاصله زمانی مدت کوتاهی نبوده و در مدت های طولانی و
متفاوتی صورت گرفته است .
اگر به ظاهر آیات بنگریم و آیات خلقت را در مورد بوجود آمدن
انسان در جنین بررسی کنیم مشاهده می کنیم که این فاصله زمانی در مدت های کوتاهی
صورت گرفته است که در مجموع به طور میانگین به مدت 9 ماه طول کشیده است و می
توانیم این قید زمانی را در مورد خلقت اولین انسان نیز بکار ببریم . اما نباید از
دیدگاه اول به مسئله نگاه کرد . چرا که نمی توان اینگونه خلقت یک انسان از آب را
به خلقت انسان از خاک ربط داد و همچنین نمی توان به طور دقیقی اشاره کرد که این
قید های زمانی کوتاه هستند .
فرض کنید می خواهید یک برنامه کامپیوتری پیچیده ای بنویسید
. مشخصا با توجه به نوع مهارت شما مدت زمانی طول می کشد تا این برنامه را بنویسید
.پس از تکمیل برنامه می خواهید آنرا گسترش دهید و با اندکی تغییرات به منظور بهینه
کردن برنامه آن را تکثیر کنید .مسلما مرحله دوم یعنی تغییر و تکثیر خیلی آسان تر
از مرحله اول یعنی نوشتن برنامه اصلی است و زمان سپری شدن مرحله دوم بسیار کوتاهتر
از مرحله اول هست .
با توجه به دو دیدگاه فوق و مثال ذکر شده می توان نتیجه
گرفت که در مدت زمان طولانی ، انسان از یک تک سلولی پس از تقسیمات سلولی و تبدیلات
متفاوت شکل گرفت. بدین صورت که موجود تک سلولی از خاک بوجود آمده سپس با طی مراحلی
به موجوداتی تبدیل شدند که می توانستند تولید مثل کنند ( منظور از تولید مثل در اینجا همان بوجود آمدن
موجودی ازآب یا نطفه است که مراحل تشکیلش در جنین شکل می گیرد و نیاز به یک جنس نر
و یک جنس ماده دارد ) . سپس بر اساس بوجود آمدن موجود برتر ، تغییراتی در هر نسل
بوجود آمد تا شکل موزون انسان پس از تبدیلات مختلف شکل بگیرد و به مرحله ی پذیرش
قدرت تعقل و تفکر و اختیار برسد . که می توان این روند را اینگونه به مثال ذکر شده
در فوق ربط داد که که خداوند ابتدا تا قبل از مرحله تولید مثل موجودات با نطفه ،
برنامه را نوشت و پس از آن در جهت تکثیر و تغییر از تولید مثل استفاده کرد تا بدن
انسان به صورت موزون در آید . سپس از روح خود در آن دمید و نسل این انسان را در
زمین گسترش داد .
بر این اساس حضرت آدم خود از نطفه ای بوجود آمده است که
آخرین مرحله بهینه شدن در جنین برای پذیرش روح الهی را طی کرده است . یعنی فاصله
زمانی اول که در مورد خلقت انسان ذکر شده ، همان بوجود آمدن از خاک تا پذیرش روح
است که با بوجود آمدن حضرت آدم به اتمام میرسد و مرحله دوم پذیرش روح می باشد که
در قرآن از آن به آفرینش تازه یاد شده ( 14 مومنون ) و مرحله بعد تکثیر این نسل از
انسان با استفاده از تولید مثل می باشد که خود دارای مراحلی هست .
اما تفاوت نوع تولید مثلی که حضرت آدم را بوجود آورد با
تولید مثل برای ایجاد نسل او در چیست ؟
در پاسخ باید گفت که از حضرت آدم به بعد ویژگی های انسان با
توجه به دمیده شدن روح الهی در بدن او متفاوت بوده است و انسانی که از این تولید
مثل بوجود آمده است با انسانی که از تولید مثل قبل از حضرت آدم بوجود آمده است
تفاوت های شعوری دارند . بنابراین تولید مثل های قبل از بوجود آمدن آدم را مراحل
تشکیل آدم از خاک می گوییم که می توان در یک جمله گفت : آدم از خاک بوجود آمده است
. که با آیه (17 نوح ) نیز همخوانی دارد .
در اثبات اینکه آیا در زمان آدم موجوداتی شبیه به آدم که
دارای روح الهی نبودند ، وجود داشتند ؛ نیز می توان به آیه 33 سوره آل عمران که می
گوید : خدواند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید . اشاره
کرد . که مشخص می کند حضرت آدم نیز به مانند نوح و ابراهیم و عمران از میان افرادی
که هم زمان با آنها می زیستند ، انتخاب شده و روح الهی در او دمیده شده و سپس نسل
او بر زمین گسترش یافت . و اگر بگوییم که آدم مستقیما از خاک خلق شده آنگاه این
آیه به چالش کشیده می شود که خداوند حضرت آدم را از میان چه کسانی انتخاب کرد . که
برخی از مخالفان نظریه تکامل در توجیه این آیه گفته اند که منظور از جهانیان برای
همه زمان ها صادق است و مربوط به افراد در زمان خاصی نیست .
مسلما برای انتخاب و برگزیده شدن باید چند گزینه وجود داشته
باشد تا بتوان یکی را برگزید . و اگر بگوییم که آدم نخستین انسان روی زمین است که
مستقیما از خاک بوجود آمده دیگر گزینه ای برای انتخاب وجود ندارد .
- ترجمه آیات اشاره شده را در بخش نظرات می توانید مشاهده کنید .
- نظریه تکامل
+ نوشته شده در شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 4:25  توسط Mostafa
|
و ما ادراک ما لیله القدر
؟؟؟
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 3:27  توسط Mostafa
|
حتما از سایت زیر دیدن کنید . چون به صورت لحظه لحظه آمارهای جهانی رو در اختیارتون
میزاره . مثل آمار جمعیت (تولد و مرگ) ، میزان مصرف انرژی ، غذا ، آب و همچنین آمار
حکومت ها و اقتصاد و کلی آمار دیگه که به صورت آنلاین در اختیار شما گذاشته میشه .
آدرس سایت : http://www.worldometers.info/fa/
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 13:41  توسط Mostafa
|
چرا مردم اینهمه به هم فحش میدن ؟!
میری سوار تاکسی میشی ، می بینی یکی از مسافرا خطایی ازش سر میزنه مثلا کرایه رو کمتر میده یا در رو محکم می بنده و یا تنش بوی عرق یا سیگار میده یا ... . بعد از اینکه طرف از تاکسی پیاده میشه ، راننده تاکسی هر چی فحش و ناسزا تو طول عمرش یاد گرفته نثار اون شخص می کنه . اونم چه فحش هایی ! اصلا هم به این توجه نمی کنه که جنسیت بقیه مسافرا چیه !
میری تو یک مغازه یا فروشگاهی ، می بینی افراد همدیگر رو با فحش صدا می کنند مثلا بعد اسم طرف یک لقب زشتی را بکار می برند در برخی موارد هم از خود اسم صرفه نظر میشه و طرف با یک لقب زشت صدا زده میشه ! می خوای یک کالایی رو بخری اگر قیمت کالا زیاد باشه پس از خرید کالا انواع فحش ها را نثار فروشنده و همچنین باعث و بانی گرانی کالا می کنند . اگر هم قیمت کالایی ناگهان افت پیدا کنه ، اونوقت فروشنده جنس چنین عملی رو در قبال باعث و بانی ارزانی کالا تکرار می کنه !
طرف مخالف یا منتقد دولت یا حکومت هست هر چی فحش هست نثار ارکان نظام و دولت می کنه . عکسش هم صادقه . طرف موافق دولت و حکومت هست هر چی فحش دوست داره به افراد مخالف یا افراد منتقد نثار می کنه !
جدیدا هم که بین کودک و نوجوون ها ، فحش و ناسزا ملاک بزرگی شده . بچه با فحش دادن احساس بزرگی می کنه و خودش رو هم شان بزرگترهاش می بینه . تازه نسبت به نوع فحش ، مقیاس بزرگی هم تعریف میشه .( هر چه فحش ناموسی تر باشه ، طرف بزرگتره ) !
آیا مشکلات با فحش دادن حل میشه ؟! موندیم این فحش دادن بده یا خوبه ؟! مفیده یا مضر ؟! اگر خوبه پس چرا وجهه ی زشتی داره ؟! اگر هم بده پس چرا این همه در عموم استفاده میشه ؟! جدیدا هم که توی سخنرانی های مهم که جنبه ی جهانی داره ، فحش و ناسزا و القاب زشت رد و بدل میشه اونم از سوی چه افرادی با چه پست و مقامی .! به این فکر نیستند که ممکنه فردی ببینه از تو تلویزیون و یاد بگیره و از آن در محافل استفاده کنه . تازه بعضی برخی از فحش ها رو که افراد مهم به هم میدن رو نقل قول هم می کنند . !
نیست که قرآن میگه : همدیگر رو به بهترین صفات نام ببرید و یاد کنید . ملت هم دارن بهش عمل می کنند ! شاید هم این وسط یکی داره اشتباه می کنه !
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 15:52  توسط Mostafa
|
شاید شما هم تاکنون به اين سوال جالب فکر کرده
ايد که ابتدا مرغ به وجود آمده یا تخم مرغ؟ ظاهرا اين نکته ذهن دانشمندان
را هم به خود مشغول کرده و آنها را بر آن داشته تا بتوانند با دلایل علمی و
منطقی جواب سوال را پیدا کنند. آقای دکتر کوین فريمن از دانشگاه Sheffield به عنوان سخنگوی
تيم تحقيقاتی که اعضای آن شامل محققین دانشگاه های Sheffiled و Warwick می
باشد، در بيان این نکته می گوید: زمانيکه مشغول بررسی مراحل تشکیل پوسته
تخم مرغ با استفاده از یک ابر رایانه به نام HECToR بوديم، دریافتیم که یک
پروتئين به نامovocledidin-17 در مرحله تشکیل پوسته تخم مرغ نقش حیاتی
دارد.
این پروتئین سرعت تشکيل پوسته تخم مرغ را بالا می برد و در
زمان اتمام واکنش های پیدایش، خود بدون تغيير باقی می ماند. تشکيل پوسته
تخم مرغ بدون وجود اين پروتئین غير ممکن می باشد.
خب حالا فکر می کنید که این پروتئین در کجا یافت می شود؟ بله
در بدن مرغ ها! پس از اين یافته گروه تحقيقاتی به این نتیجه رسیدند که مرغ
قبل از تخم مرغ به وجود آمده است.
اين دستاورد علمی ذهن عده زیادی را از اين مشغله دایمی که
ابتدا مرغ به وجود آمده و يا تخم مرغ آزاد کرده است. و شاید حالا با فراغت
خاطر بیشتری بتوانند نیمرو بخورند.
منبع : cbsnews.com
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 13:8  توسط Mostafa
|
کلاغي روي يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاري نمي کرد، خرگوش ازش پرسيد: منم مي تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاري نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که مي توني!، خرگوش روي زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد، يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد!
نتيجه اخلاقي: براي اينکه بيکار بشيني و هيچ کاري نکني ، بايد اون بالا بالاها نشسته باشي
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 12:21  توسط Mostafa
|
برخی فقط به تعریف از هدفی می پردازند به جای عمل کردن و دست یافتن به آن . هدفی را بزرگ جلوه می دهند ، طوری که دست یافتن به هدف را برای عموم امری محال تلقی کرده و تنها افراد خاصی را برای رسیدن به هدف ، شایسته می دانند . تا اینگونه بتوانند بر ذهن ها حکومت کنند و خود را فردی در خور شایستگی بخوانند .
برخی هم دوست دارند از هر کاهی ، کوهی ساخته تا بتوانند در قله کوه به سخنرانی برای افراد کوهپایه بپردازند تا خود را به عنوان کوهنوردی ممتاز جلوه دهند و دیگران را پشمک های بی مزه .
برخی هم برای آموزش به دانش آموزان خود ، از دری وارد می شوند که که بر سر در آن با خطی زیبا نگاشته شده است : هر چه من می گویم صحیح است و اگر اندکی از این راه منحرف شوی به سیاهچاله های کهکشان راه شیری رمبش خواهی کرد .
برخی هم غافل از لحظه ای اندیشیدن ، اندیشه ی دیگران را از بر کرده و به بیان آنها در عموم می پردازند و دم از هدر دادن وقت می زنند و افراد را متهم می کنند که کارهای بی ارزشی در طول روز انجام می دهند در صورتی که می توانند همان وقت را مانند خودش بیاندیشند . حال آنکه خود با تقلید از اندیشه ی دیگران ، تمام عمر خود را هدر داده و برای رسیدن به اهداف شخص دیگری زندگی کرده است .
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 1:22  توسط Mostafa
|